تاريخ : شنبه 13 خرداد 1398برچسب:, | 21:28 | نويسنده : solaleh20 |

 



تاريخ : یک شنبه 12 خرداد 1398برچسب:, | 17:58 | نويسنده : solaleh20 |

گونو گوندن قوجالان نازلی نیگاریم آی آنا

دیلده ازبر اولونان ذکر و شعاریـــــم آی آنا

 

آغاران ساچلارینا خسته جانیم قربان اولا

ای منیم قیشدا یاشیل گوللو بهاریم آی آنا

 

گولو گولشنده اءکیب باغیبان اولدون منه سن

یولومو آیدین ائدیب زیروه ده قالدین چنه سن

 

آخ دیینده آلیشیب قول بویون اولدون غمه سن

غمیم ایله پوزولان دار و نـــــــــــداریم آی آنا

 

نه ظرافتله ائـــــــــــدیب خالیق عالم سنی خلق

من اوچون درده دوزوب سن ائدیسن گلشنی خلق

 

لایــــــق اولسام ائدرم سن قوجالاندا دمی خلق

کــــورپه یه جان وئرن ای جانلی ووقاریم آی آنا

 

حــــیرتم خیلقه تینه کیم نه یارالدیبدی خدا

وئریلیبدیر سن اوچون وعده یه جننتده ندا

 

آنامـــیز فاطیمه دن روز جــــــــــــزا اولما جدا

سئومه سی قلبیمه جان لیل و نهاریم آی آنا


یوواسیز



تاريخ : سه شنبه 16 آذر 1395برچسب:, | 21:10 | نويسنده : solaleh20 |

 

شهادت حضرت علی (ع) رو تسلیت میگم

 

التماس دعا 



تاريخ : دو شنبه 7 تير 1395برچسب:, | 8:50 | نويسنده : solaleh20 |

+ ادب مثل عطر است...!!


ما برای خودمان استفاده می ڪنیم


اما دیگران هم لذت می برند.



تاريخ : پنج شنبه 30 ارديبهشت 1395برچسب:, | 6:53 | نويسنده : solaleh20 |

---
پولداری منش است
و ربطی به میزان دارایی ندارد .....
گدایی صفت است
ربطی به بی پولی ندارد .......
دانایی ، فهم و شعور است
و ربطی به مدرڪ تحصیلی ندارد......
نادانی ، یاوه گویی است
و ربطی به زیاده گویی ندارد......
دشمن ، نمایش ڪمبودها و ضعف های خویش است
و ربطی به بدسرشتی و بدخواهی طرف مقابل ندارد.......
وقتی گرسنه ای یڪ نون خوشبختیه ....
وقتی تشنه ای ، یڪ قطره آب خوشبختیه ...
وقتی خوابت میاد ، یڪ چرت ڪوچیڪ خوشبختیه ......
خوشبختی یه مشتی از لحظاته .....
یڪ مشت از نقطه های ریز ، وقتی ڪنار هم قرار می گیرن یه خط رو می سازن به اسم زندگی ....
قدر خوشبختی هاتونو بدونید...


تاريخ : پنج شنبه 30 ارديبهشت 1395برچسب:, | 6:52 | نويسنده : solaleh20 |

رابطه مثل آلاڪلنگ میمونه


باید نوبتی یڪی ڪوتاه بیاد


اگه همیشه فقط یڪ نفر ڪوتاه بیاد


هر دو نفر زده میشن


یڪی از بالا موندن


و دیگری از پایین موندن

 



تاريخ : پنج شنبه 30 ارديبهشت 1395برچسب:, | 6:50 | نويسنده : solaleh20 |

 

دنیا به شایستگی هایت پاسخ می دهد

نه به آرزوهایت !

پس شایسته ی آرزوهایت باش !!!

 



تاريخ : پنج شنبه 23 ارديبهشت 1395برچسب:, | 7:47 | نويسنده : solaleh20 |

روباهی از شتری پرسید:

«عمق این رودخانه چه اندازه است؟»
شتر جواب داد: « تا زانو»
ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت و همین طور که دست و پا می‌زد به شتر گفت:
«تو که گفتی تا زانو! »
شتر جواب داد: « بله، تا زانوی من، نه زانوی تو »


هنگامی که از کسی مشورت می‌گیریم یا راهنمایی می‌خواهیم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم. لزوما" هر تجربه‌ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست.



تاريخ : پنج شنبه 23 ارديبهشت 1395برچسب:, | 7:45 | نويسنده : solaleh20 |

حال دلت که خوب باشد آدم ها همه شان دوست داشتنی اند...

حال دلت خوب که باشد حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود...

حال دلت که خوب باشد می شوی هم بازی بچه ها و هم صحبت بزرگ تر ها ...

حال دلت که خوب‌ باشد رنگ ها همه خوش رنگ اند...

حال دلت که خوب باشد حتی ابری ترین روزها هم فقط نوید باران می دهند...

حال دلت که خوب باشد همه تو را قشنگ تر می بینند...

کمتر قضاوت میکنی

کمتر میرنجی

زیبایی‌هایی بیشتری را میبینی

حال دلت را خوب کن دوست من...

حال دلت که خوب باشد دنیا، دنیای دیگریست...



تاريخ : چهار شنبه 18 فروردين 1395برچسب:, | 15:13 | نويسنده : solaleh20 |

 اعتبار آدمها
به حضورشان نیست

به دلهره ای است که
در نبودشان احساس می شود

بعضی از نبودنها را
هیچ بودنی پر نمی کند !!

 



تاريخ : چهار شنبه 18 فروردين 1395برچسب:, | 15:10 | نويسنده : solaleh20 |

 مادر بزرگم می گوید:

قلب آدم نباید خالی بماند


اگر خالی بماند

مثل گلدان خالی زشت است

و آدم را اذیت می کند



تاريخ : یک شنبه 16 اسفند 1394برچسب:, | 11:46 | نويسنده : solaleh20 |

عاقلی بودم ک عشق امد امانم را گرفت

بندبند جسم وجان واستخوانم را گرفت

 

لال گشتم تا ک عشق امد ب ایوان دلم

در ازای این محبت او زبانم را گرفت

 

با اشاره من بدوگفتم ک خوشحالم ولی

او بحالم گریه کرد, شوق نهانم را گرفت

 

کور و کر بودم نفهمیدم ک عقلم را ربود

باجنون امدسراغم وای, ایمانم را گرفت

 

من شدم کافرپرستش کردم اورا تا خدا

اوخدایم گشت و از من اسمانم راگرفت

 

برزبان راندم بگویم حرف دل را با کسی

او ز من غارت نمود شرح بیانم را گرفت

 

خواستم با او بگویم راز این قلب حزین

هجرامد مهلت و وقت و زمانم را گرفت



تاريخ : یک شنبه 16 اسفند 1394برچسب:, | 11:43 | نويسنده : solaleh20 |

می آیی
یک شب
رو به آسمان دراز بکشیم
تو ماه را رصد کنی
من چشمان ماهت را ؟

می آیی
گم شویم میان تاریکی شب ؟
تو ستاره ها را بشماری
من گیسوان کهکشانی ات را ؟

راستی
وسط رویاهایمان خوابت نبرد ؛
چشمان ماهت را که ببندی
من و ستاره ها
باهم
خانه خراب می شویم...



تاريخ : دو شنبه 19 بهمن 1394برچسب:, | 12:37 | نويسنده : solaleh20 |

چه وسوسه ای دارد خدا بودن...

فکرش را بکن...

همیشه کنار تو...

نزدیک تر از رگ گردنت باشم...!



تاريخ : دو شنبه 19 بهمن 1394برچسب:, | 12:36 | نويسنده : solaleh20 |

 به قلبت رجوع کن.


اگر حالت خوبست،به باورهایت ایمان بیاور


اگر خوب نیستهمچون خانه کلنگی ،


بکوب و از اول بساز و


با قدرت به راهت ادامه بده.



تاريخ : چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:, | 17:54 | نويسنده : solaleh20 |

ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است 

ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است


امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست .


هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست

هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست


هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست


بر مرده دلان پند مده خویش نیازار

زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست


با مرد خدا پنجه میفکن چو نمرود

این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست


خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت

خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست


جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادر شدنی نیست


صد بار اگر دایه به طفل تو دهد شیر

غافل مشو ای دوست که مادر شدنی نیست



تاريخ : دو شنبه 12 بهمن 1394برچسب:, | 12:39 | نويسنده : solaleh20 |

روزي مردي فقير،

با ظرفي پر از انگور،
نزد رسول الله آمد و به او هدیه داد،
رسول الله آن ظرف را گرفت و شروع كرد به خوردن انگور
و با خوردن هر دانه انگور تبسمي ميكرد
و آن مرد از خوشحالي انگار بال در آورده و پرواز ميكرد،
اصحاب رسول الله بنابه عادت منتظر اين بودند كه آنها را در خوردن شريك نمايد
و رسول الله همه انگورها را خورد و به آنها تعارفي نكرد .
آن مرد فقير با خوشحالي فراوان از آنجا رفت .
يكي از اصحاب پرسيد:
يا رسول الله عادت بر اين داشتيد كه ما را در خوردن شريك ميكرديد،
اما اين بار به تنهائي انگورها را خورديد!!
رسول الله لبخندي زد و فرمود :
ديديد خوشحالي آن مرد وقتي انگورها را ميخوردم؟
انگورها آنقدر تلخ بود،
كه ترسيدم اگر يكي از شما در خوردن تلخي نشان دهد خوشحالي آن مرد به افسردگي مبدل شود.



تاريخ : دو شنبه 12 بهمن 1394برچسب:, | 12:37 | نويسنده : solaleh20 |

آیریلیق دان نه دئیم یوخدو داخی چاره دئیم

یازیرام س ؤزلریمی بلکه گؤرم یاره دئیم

 

گولو گولشن ده سئویب،سؤز صاحابی آختاریرام

دیلگی یوخدو سؤزه ،پس سؤزو من خاره دئیم

 

قاتلیم یاریم اولوب،هئچ طنابین تقصیری یوخ

درد لریم چوخدو ناچار، درد لری من داره دئیم

 

طاریمین نار لاری اغلار قالیب احوالیمه های

گؤز یاشیم لان یازیرام،سئومگیمی ناره دئیم

 

گؤزلریم یاغمیری دای،آغ کفنیم قیش قار اولوب

„حسرتین„گؤز یاشی یام،قوی یاشی من قاره دئیم



تاريخ : دو شنبه 5 بهمن 1394برچسب:, | 12:47 | نويسنده : solaleh20 |

سن سیز له دیم گوزومدن آخیر قان یاواش یاواش

 
گئدمه گئدنده سنله گئدیر جان یاواش یاواش 



تاريخ : یک شنبه 4 بهمن 1394برچسب:, | 13:36 | نويسنده : solaleh20 |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 25 صفحه بعد